تبليغاتX
در اندیشه فردا قـطـعـه گـم شده ای از پـر پـرواز کـم است یـازده بــار شمـردیـم و یـکی بــاز کـم است این همه آب که جاریست نه اقیانوس است عـرق شرم زمیـن است کـه سرباز کم است

باسلام خدمت دوستان با عرض پوزش خدمت دوستان عزیز از غیبت طولانی به دلیل گرفتاریهای فراوان متاسفانه نتوانستم مطالب را آپدیت نمایم ولی امید دارم از این پس به صورت مداوم در خدمت شما باشم .

موسسه تفکر پویا که بنده افتخار خدمت در آن  دارم در سه شهرستان دشتی .تنگستان. دشتستان اردوی جهادی می رود وخدمات علمی فرهنگی در تابستان ۸۷ ارائه می دهد که برگزاری کلاسهای علمی مختلف وفعالیتهای علمی وفرهنگی خواهد داشت ۱۰الی ۱۳ برادر دانشجو در رشته های مختلف و۳ نفر روحانی وطلبه و۱۰ خواهر دانشجو و۳ خواهر طلبه این تیم تخصصی را تشکیل می دهند .

اما اردوی جهادی ......

فکر مي کني جهادي اينه که بري يه جاي دور و يه مدت بيل بزني و برگردي؟
يا فکر مي کني جهادي اينه که با دوستامون يه اردوي بيشتر از سه روز مي ريم که تا حالا با هيچ مدرسه اي توي عمرمون نرفتيم؟
يا شايد فکر مي کني جهادي اردوي سختيه و از کار که برمي گرديم حال غذا خوردن هم نخواهيم داشت؟
شايد هم فکر کني جهادي باعث ميشه توي معنويات سرمون به سقف بخوره !
و اما جهادي :
جهادي مي تونه هيچ کدوم از اين ها نباشه. مي تونه همه ي اينها هم باشه. جهادي يه مزرعه ي بزرگه. يکي با داس به جون مزرعه ميفته، يکي با کمباين و تراکتور. بعضي هم يه جوري که نه سيخ بسوزه نه کباب، يه تيلر برمي دارن و شروع مي کنن به درو کردن. حالا آخر مسافرت کي برده و کي باخته ... خدا مي دونه ...
وقتي جهادي تموم بشه و برگردي شهر وخونت، . مطمئن باش زرق و برق شهر چشم دلت رو مي زنه. مطمئن باش بعد از غذا دعا مي کني خدا همه ي گرسنه ها رو سير کنه. مطمئن باش سر نمازت براي همه ي مسوولاني که  دلشون براي مردم مي سوزه دعا مي کني. مطمئن باش از کنار صندوق صدقات بي خيال رد نمي شي. مطمئن باش قدر دوست هاي خوبي رو که داري بيشتر مي دوني. مطمئن باش اگه يه کارگر توي ماشين کنارت بشينه، خودت رو کنار نمي کشي. مطمئن باش اگه يکي رو ببيني که فرغونش توي سربالايي داره چپ ميشه کمکش مي کني. مطمئن باش که بيشتر فکر آدم هاي جور واجور اطرافت هستي. مطمئن باش يه کمي بيشتر از قبل ...
از همه ي اين ها مطمئن باش. اما نگران هم نباش. اين اتفاقات يک هفته بيشتر باهات نيست. هواي شهر در عرض يک هفته همه ي اين خيالات رو از سرت بيرون مي کنه. باز هم .......افتخار خواهي کرد. مگر اينکه: « مرد شده باشي؛ جهادگر شده باشي. »
مسافرت جهادي هيچ خيري هم که نداشته باشه، باعث ميشه نسبت به محيطي که توش زندگي مي کنيم ديد بهتري داشته باشيم. کارهامون منطقي تر باشه. خودموني بگم. باعث ميشه وقتي توي رستوران داري پيتزا مي خوري، بدوني که خيلي ها هستن که بي شام مي خوابن يا دفتر مشقشون رو با مداد مي نويسن که بشه دوباره ازش استفاده کرد. باعث ميشه اگه سير شدي، پيتزاي دوم رو به زور به معده ي محترم تحميل نکني! باعث ميشه ياد بگيري که سرفه جويي کني و ول خرجي رو کمتر کني. باعث ميشه براي خريدن وسايلي که خيلي هم ضروري نيست پدر رو از خودت ناراضي نکني. باعث ميشه ... باعث ميشه « مرد بشي »
جهادي به شدت اعتياد آوره. مي تونيد از اونهایی که خوب رفتنند هم بپرسيد. من که حسابي معتادش هستم.  ولی حیف ...... پشيمون هم نيستم. خانواده ام هم به اين سنت  افتخار مي کنن. ازشون متشکرم که نبودنم رو تحمل مي کنن و توي ثواب مسافرت جهادي شريکم هستن. شما هم از خانواده تون متشکر باشيد که دوري تون رو تحمل مي کنن. اميدوارم همه مون معتاد بشيم و معتاد بمونيم. جهادگر بشيم و جهادگر بمونيم. مرد بشيم و مردونه زندگي کنيم.
و يک توصيه:
يکي از لذت هاي مسافرت جهادي اينه که يه مدت خيلي کوتاه، فقط خودت هستي و خودت. تنها چيزي که داري، دوستان خوبت هستن. نه روزنامه هست، نه تلويزيون. نه اينترنت هست، نه مجبوري به نظرات ديگران توي وبلاگت جواب بدي. نه بيکاري که سريال هاي تلويزيون بهترين سرگرمي باشه برات، نه نيازي به بازي هاي رايانه اي داري که وقتت بگذره. همين دوري از تکنوژي لذتي داره که فقط توي جهادي ميشه تجربه اش کرد. زمانش هم زياد نيست. تا چشم به هم بزني جهادي تموم شده و دور و برت پر ميشه از اينترنت و تلويزيون و بازي و ... اين رو هم مي تونيد از معلم ها بپرسيد اگه حرفم رو قبول نمي کنيد.
توصيه ي من اينه که با اسير کردن خودتون اين لذت رو از دست نديد. خودتون رو اسير ..... و نوا3خوان و واکمن و اين بازي ها نکنيد. قبل از حرکت همه شون روخونه چا بذاريد و عازم سفر بشيد. امتحانش ضرر نداره. بالاخره توي اين مدت يه تلفن عمومي پيدا ميشه که به  زنگ بزنيد. اين قدر هم سرگرم هستيد که اسباب بازي لازم نداشته باشيد.

نوشته شده توسط محمد محمدی در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت | لینک ثابت |
 

در نگاه دين، مسئوليت و به طور کلی هر پست و مقام تا زمانی کارآمد و برخوردار از ارزش و جايگاه است که بتوان از طريق آن، خدمتی به آحاد بشر ارزانی داشت و يا در راستای رشد و کمال معنوی انسان قرار گيرد. در غير اينصورت ، به ابزاری برای سرکوب و ارعاب مردم و دوری از ارزشهای اخلاقی و بشری تبديل خواهد گرديد.

در جای جای نهج البلاغه و کلمات درربار رهبران دينی، اين نکته به عنوان راهبردی اصولی برای پذيرش حکومت و قدرت مطرح گرديده است.

اگر فرد توانست در دوره مديريت و رياست، مشکلات و معضلات جامعه را مرتفع ساخته و يا به حداقلّ برساند، قهراً چنين ساعات و لحظات، از بهترين دوران زندگی انسان به شمار خواهد آمد.

به هر حال؛ پست و مقام از ديدگاه اوليای دين، دارای ويژگی هايی است که در سطور ذيل به پاره ای از آنها اشاره می گردد.

 

1-    وظيفه الهی

 

در حقيقت؛ هدايت و اداره امور جامعه، وظيفه ای است الهی که برای احقاق حقوق ستمديدگان و محرومان بر گردن افراد توانمند و کارآمد جامعه نهاده شده است. امام علی عليه السلام در خطبه معروف شقشقيه می فرمايد : " به‌ خدايي‌ كه‌ دانه‌ را شكافت‌ و جان‌ را آفريد، اگر بيعت‌ كنندگان‌ نبودند و ياران‌، حجت‌ بر من‌ تمام‌ نمي‌كردند و خدا علما را نفرموده‌ بود تا ستم‌كار شكمباره‌ را بر نتابند و به‌ ياري‌ گرسنگان‌ ستم‌ديده‌ بشتابند، رشته اين‌كار(حکومت) را از دست‌ مي‌گذاشتم‌ و پايانش‌ را چون‌ آغازش‌ مي‌انگاشتم‌"[1].

و يا به هنگام بيعت مردم با عثمان، فرمود: " شما به خوبی می دانيد که من از هرکسی به حکومت شايسته ترم و سوگند به خداوند تا هنگامی که اوضاع مسلمانان روبراه باشد و جز به من بر کسی ستم نشود، همچنان خاموش خواهم ماند و اين نيست جز به خاطر اجر و مزد، و ارزشِ آن و نيز برای کناره گيری از زر و زيورهای دنيوی که شما به دنبال آن می دويد"[2] .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] - أما و الذی فلق الحبة و برأ النسمة … من عطفة عنز. نهج البلاغه، خطبه3.

[2] - لقد علمتم أنّی أحق بها من غيری و والله لاُسلمن ما سلمت امور المسلمين و لم يکن فيها جور إلا علیّ خاصة التماساً لاجر ذلک و فضله، و زهداً فيما تنافستموه من زخرفه و زبرجه .نهج البلاغه، خطبه 73.

نوشته شده توسط محمد محمدی در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت | لینک ثابت |
 دین گریزی یا دین گرایی

پديده دين گريزي يكي از مشكلات اساسي جوامع انساني است كه همواره دغدغه هايي را براي رهبران ديني، دينداران و خانواده هاي متدين به وجود آورده و تهديدي جدي براي نسل جوان محسوب مي شود. اين پديده ناميمون مشكل امروز يا ديروز بشر نيست، بلكه سابقه ديرينه دارد و همواره جوامع بشري با آن دست به گريبان بوده اند. دين گريزي در سده هاي اخير، بويژه در قرن بيستم بخش عظيمي از شرق به غرب عالم را فراگرفت و مكتب هاي فلسفي الحادي گوناگوني مانند كمونيسم مولود آن هستند.

اكنون اين سؤال مطرح است كه چرا انساني كه ذاتاً مشتاق دين است و فطرت او با عناصر درون ديني ارتباط تكويني و ماهوي دارد، به دين گريزي روي آورده و به اين پديده شوم دامن مي زند، و چرا اين موضوع در جوانان شيوع و نمود بيشتري يافته است؟

بدون ترديد در ذات دين هيچ عنصر دين گريزانه اي وجود ندارد. اگر انسان ها به دريافت ديني نايل آيند، در هيچ رتبه اي، از دين نمي گريزند، علاوه براين عقل و عشق كه دو ركن اساسي در حيات انساني محسوب مي شوند و همه جاذبه ها و دافعه ها در اين دو حوزه و براساس اين دو معيار رخ مي دهند، هردو در درون دين وجود دارد و دين با هر دو گروه باقي مانده است. دين هم ذهن انسان را تغذيه مي كند و هم دل آدمي را حيات و حركت و نشاط مي بخشد.

بنابراين پديده دين گريزي به عنوان يك پديده اجتماعي، عيني و رفتاري، معلول ماهيت و ذات خود دين نيست، بلكه علت يا علل دين گريزي را در خارج از قلمرو دين و آموزه هاي ديني بايد جست و جو كرد. بي شك عوامل متعددي مانند ناهنجاري هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و رواني زمينه گريز جوانان از دين را فراهم مي نمايد. در مقاله حاضر نويسنده نگاهي اجمالي به علل و عوامل دين گريزي و راه هاي مقابله با آن دارد مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم:

 

بررسي عوامل دين گريزي

به سادگي نمي توان گفت نسل جوان ما دين گريز و احياناً دين ستيز هستند. اينان نسبت به واقعيات موجود جامعه، ديدگاه هاي متفاوتي دارند و چه بسا در بخشي از آن ها ديدگاه ها و نارضايتي ها وارد باشد؛ ولي ممكن است برخي از جوانان با توجه به شرايط محيطي و خانوادگي از روند نارضايتي بيشتري برخوردار باشند و بعضي از نارسايي ها را ناشي از قوانين ديني بدانند و درنتيجه اشكالات خويش را متوجه دين بكنند. البته كارآمدي دين بحثي است و كارآمدي برخي از مديران بحث ديگر. اتفاقاً در برخورد با تعدادي از اين جوانان و گفتگو با آنان تصريح كرده اند كه اشكالات آنان نه به اصل دين، بلكه به مديران و كارگزاران برمي گردد.

بنابراين جوانان كشور از بهترين جوانان از حيث سلامت فكري، روحي و ديني مي باشند و سرمايه گذاري دشمنان دين و كشور، براي تسخير اين دژ مستحكم و انحراف جوانان گواهي است بر مدعاي ما كه البته موفق نخواهند شد.

به هرحال دين گريزي عوامل متعددي دارد، ازجمله:

1- روند تغيير ارزش ها: پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران بازسازي كشور، مدلي براي توسعه اقتصادي واجتماعي درپيش گرفته شد كه اين مدل موجب بروز تضادهاي ارزشي و فاصله گرفتن جامعه از شاخص هاي مطلوب گرديد، به گونه اي كه توسعه نتايجي ازقبيل تغيير ارزش ها را نيز درپي داشت. توضيح اينكه اقدامات اقتصادي- نظير تغيير نرخ ارز و تورم موجب كاهش درآمد واقعي و قدرت خريد مردم گرديد. همچنين با ابزار مختلف (واردات، تبليغات، مراكز تجاري و...) فرايند قوي توليد نياز در مردم درپيش گرفته شد. درنتيجه سطح نياز قالب مردم بالاتر از سطح درآمدشان قرار گرفت و مردم در ارضاي نيازهايشان، با موانع اساسي روبه رو شدند.

از آنجا كه درآمد واقعي نيز كاهش يافت، دستيابي به درآمد بيشتر و پول بيش از حد معمول با ارزش شد. ازطرف ديگر، عواملي مانند نمايش ثروت قشر بالا و تسهيلاتي كه براي قشر بالا فراهم آمد، گرايش بارز بعضي از مديران دولتي به تجملات و ظواهر و تغيير فضاي كل جامعه، موجب شد كه مردم ارزش هاي جديد را تأييد شده (هنجار) و جستجوي پول براي ارضاي نيازهاي جديد را درست و مشروع ببينند! بنابر اين پول جويي به ارزش غالب تبديل شد و حداقل در مورد بيشتر كساني كه پول و درآمدشان كم بود و كفاف ارضاي نيازهايشان را نمي داد، ارزشهاي ديگر را تحت الشعاع قرارداد. در نتيجه اين فرآيندها ارزش هاي اجتماع، از سنتي به سوي مدرن، از ساده زيستي به تجمل، از كمك و همياري و ايثار و گذشت براي جامعه به سودجويي فردي و از ارزش قناعت به ارزش ثروت و از انسجام به فرد گرايي و ازارزش دين و خدا به ارزش پول و دنيا حركت كرد ند.

2- مشكلات پس از انقلاب : مشكلاتي (مانند جنگ تحميلي و توجه به مسائل امنيتي و دفاعي

و ...) كه نتيجه طبيعي آن فقدان برنامه ريزي هاي دقيق و كارشناسي شده براي نهادينه سازي و تثبيت ارزشها و معارف اسلامي است.

3- تبليغات سوء دشمنان و ايجاد القاي شبهه درباره دين كه گاهي بي پاسخ مانده و در ذهن برخي جاي گرفته است.

4- روش هاي نادرست در آموزش ديني در دوران كودكي و نوجواني:

بعضي از رفتارها و برخوردهاي ناصحيح و مخالف شرع در بيان احكام شرعي، موجبات بدبيني عده اي از افراد - به خصوص جوانان - را فراهم آورده است. حضرت امام (ره) و رهبر معظم انقلاب بارها خطر اين افراد را متذكر شده، در اين خصوص مي فرمايد: «معناي تحجر آن است كه كسي كه مي خواهد از مباني اسلام و فقه اسلام براي بناي جامعه استفاده كند، به ظواهر احكام اكتفا كند و نتواند كشش طبيعي احكام و معارف اسلامي را - در آنجايي كه قابل كشش است - درك كند و براي نياز يك ملت و يك نظام و يك كشور - كه نياز لحظه به لحظه است - نتواند علاج و دستور روز را نسخه كند و ارائه بدهد؛ اين بلاي بزرگي است.»

5- ضعف و سستي بنيان هاي ديني خانواده ها: در برخي از خانواده ها ضعف بنيه ديني منجر به عدم تربيت و پرورش صحيح جوانان شده است.

6- گرايش به سوي تمايلات و هواهاي نفساني: خواسته هاي نابجاي برخي و ناهنجاري عاطفي و رواني آنان و بي بند و باري و گرفتاري در انواع دام هاي شيطاني و ... موجب شد كه بسياري به سستي و فساد و راحتي و سود جويي و... روي آورند و التزام به دين و چهارچوب هاي ديني را مزاحم خود ببينند. چنان كه در قرآن كريم درباره مهم ترين عامل روي گرداني از توحيد و معاد آمده است:

«بل يريد الانسان ليفجر امامه» بلكه انسان مي خواهد راه فساد را پيش روي خود باز نمايد.3

7- ضعف بينش ديني افراد: نداشتن آگاهي درست از ماهيت دين و نقش و كاركرد آن در تأمين سعادت دنيوي و اخروي انسان موجب عملكرد ضعيف و دين گريزي ديگران مي شود.

8- ناكارآمدي برخي از مديران جامعه در اجراي برنامه هاي اعلام شده حكومت ديني، و بي پاسخ ماندن نيازهاي اجتماعي جوانان (ازدواج، اشتغال، مسكن و...)

9- عدم توزيع عادلانه امكانات و فرصت ها در برخي از ادارات و دستگاه هاي كشور.

10- درگيري برخي گروه ها و جناح هاي سياسي بر سر كسب، حفظ و استمرار قدرت سياسي و در نتيجه، ايجاد يأس و نااميدي جوانان براي نيل به خواسته هاي مشروع خويش.

11- عملكرد منفي و نامطلوب بعضي از دستگاه هاي فرهنگي در سالهاي اخير و ميدان دادن به افراد وعناصر غير معتقد به نظام اسلامي، و ترويج فرهنگ غربي از سوي آنان.

12- عملكرد و رفتار نامناسب گروهي از شاغلان در دستگاه ها و نهادهاي دولتي و حكومتي كه باعث پيدا شدن تعارض و شكاف بين گفتار و عمل آنان شده و موجب بدبيني مردم گشته است.

13- كم كاري رسانه هاي جمعي در توليد برنامه هاي سالم و جذاب و مفيدي كه بتواند اوقات فراغت جوانان را پر كند و آنان را از توجه به برنامه هاي ضد اخلاقي و فاسد فرهنگ بيگانه باز دارد.

14- مشكل انتقال ارزش هاي نسل اول انقلاب و دستگاه هاي فرهنگي، در انتقال اين ارزش هاي انقلابي و ديني به نسل دوم و سوم انقلاب و حتي تعميق آن ها براي نسل اول انقلاب، سهل انگاري و كم كاري هايي داشته اند كه موجب فاصله گرفتن تدريجي برخي از افراد جامعه- به خصوص جوانان- از ارزش هاي اسلامي شده است.

 

راهكارهاي مقابله با دين گريزي

براي مبارزه با دين گريزي، بايد پس از بررسي همه جانبه علل و عوامل آن، راهكارهاي مناسب را برگزينيد. آنچه در جامعه امروز ما بسيار مهم است ايجاد موجي سهمگين و توفنده در برابر تهاجم فرهنگي دشمنان و ارائه چهره زيباي دين و زدودن غبار خرافات و كژانديشي ها است. در اين صورت دين با جذابيت فوق العاده اي كه دارد، جوانان را به سوي خود مي كشاند.

از اين رو نقش متوليان و دستگاههاي فرهنگي در برنامه ريزي صحيح و اصولي و تقويت مباني ديني و عقيدتي جوانان و تربيت آنان براساس الگوها و معيارهاي صحيح اسلامي نقش بسيار حياتي در مقابله با دين گريزي جوانان دارد. اهميت اين مسئله در دانشگاه ها بسيار جدي است؛ لذا بايد مسئولان تأثيرگذار در اين مراكز، در گزينش اساتيد و مديران دانشگاه دقت و نظارت كافي داشته باشند و در غني سازي متون آموزشي متناسب با نيازهاي جامعه و ارزش هاي اسلامي همت گمارند. از طرف ديگر به شدت بايد مواظب خطر دگرگوني در هويت فرهنگي و گرايش هاي نسل جوان بود. يكي از خطرات جدي فرهنگ مهاجم غرب، اين است كه جوانان را چنان به سوي تمايلات شهواني و آزادي هاي جنسي سوق مي دهد كه اساساً گرايش به دين و ديانت در آنان رنگ مي بازد و ديگر براي آنان حق و باطل چندان اهميتي ندارد. از اين رو بايد در كنار كار فرهنگي، با عوامل شبهه افكن داخلي دشمن از قبيل روزنامه ها و گروه هاي معاند، برخورد قانوني داشت و اجازه مسموم نمودن فضا، امنيت سلامت فكري و رواني جامعه را به آنها نداد. علاوه بر اين تقويت و كارآمدي دستگاه هاي قضايي و انتظامي در مقابله با باندهاي فساد و اشراري كه سعي در گسترش فساد، اعتياد و بزهكاري در ميان جوانان دارند از اهميت ويژه اي برخوردار است.

در كنار راهكارهاي ياد شده تلاش براي اثبات كارآمدي نظام اسلامي در تمامي زمينه ها و در نتيجه برطرف كردن معضلات و مشكلاتي كه نسل جوان با آن مواجه اند از قبيل ازدواج، مسكن، اشتغال، امكانات علمي و تفريحي و... تا حدود بسيار زيادي مي تواند عوامل دين گريزي جوانان را از بين برده و آنان را مجذوب دين نمايد. البته باتوجه به شرايط و امكانات كنوني جامعه فراهم كردن چنين بسترهايي، زمان بر است. از اين رو بايد به طور جدي به حفظ خود و خانواده و اطرافيان پرداخت. البته حفظ ايمان و ارزش هاي آن در محيط نامساعد، بسي دشوار است؛ ولي ارزش افزون تري دارد. خداوند در قرآن كريم نمونه اي را براي اينگونه افراد يادآوري مي نمايد. خداوند براي مؤمنان، آسيه همسر فرعون را مثال و نمونه مي آورد هنگامي كه از شوهرش بيزاري جست و عرضه داشت: «خدايا! من از قصر فرعون و زيورهاي دنيوي گذشتم و تو خانه اي در بهشت براي من بنا كن و مرا از شر فرعون و كردارش و قوم ستمكار نجات بخش».4

حفظ ارزش ها در محيط مناسب و مساعد هنر نيست، هنر آن است كه در تندباد ضدارزش ها، اخلاق و معنويت مطرح شود. همچنين با عمل به سفارش هاي زير و گسترش چنين برنامه هايي در سطح جامعه، مي توان بر ناهنجاري ها و گريز از دين غلبه كرد:

.1 سعي و كوشش در انجام وظايف و واجبات ديني

.2 خواندن نماز با حضور قلب و در اول وقت

.3 گرفتن روزه مستحبي به ويژه دوشنبه و پنجشنبه

.4 تلاوت قرآن بويژه بعد از نماز صبح

.5 تأمل و انديشه در آيات قرآن

.6 نماز شب

.7 سحرخيزي

.8 شركت در ورزش هاي فردي و دسته جمعي

.9 تنظيم برنامه براي تمام شبانه روز و پر كردن اوقات فراغت با برنامه هاي صحيح و سودمند

.10 شركت در فعاليت هاي مذهبي و اجتماعي

.11 پرهيز از نگاه نامشروع به افراد نامحرم

.12 كنترل افكار و نينديشيدن به صحنه هاي شهوت انگيز

.13 ياد خدا در همه اوقات

.14 عدم معاشرت و دوستي با افراد منحرف و فاسد

.15 انتخاب دوستان مؤمن و سالم

.16 تقويت مباني ديني و عقيدتي خود از طريق مطالعه كتاب هاي معتبر و مفيد و يا شركت در نشست هاي علمي و مذهبي و...

نوشته شده توسط محمد محمدی در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت | لینک ثابت |
یک برگ از سفر نامه من به مناطق جنگی

اخراجی ها

از بهمن ما ه چندین بار از طرف دوستان عزیز داشجویم در دانشگاه خلیج فارس ودانشگاه آزاد اسلامی بوشهر  دعوت شدم تا در اردوی راهیان نور همراه آنان باشم که توفیق با ما یار نشد وگرفتاریهای کاذب دنیا نگذاشت . تا اینکه آقای مهدی شمسی برادر عزیزم (انصافاکه چیزی از برادری کم نذاشته) دانشجوی رشته عمران دانشگاه آزاد اوائل اسفند به من زنگ زد که آیا ۱۵ اسفند با اونها منطقه می رم یا نه که با هزار گرفتاری معذرت خواهی نمودم که ایشان گفت ۲۶ اسفند دیگه هیچ برنامه نذار که حتما با کاروان دوم با هم باشیم با تردید قول ضعیفی به او دادم -سر شما رادرد نیاورم ..... تلفن همراهم زنگ خوردبله کسی جزء آقای حاج حیدر راهب آن یار ویاور همیشگی ما که خیلی او را دوست دارم نبودایشان دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه آزاد اسلامی است کفت آماده ایی انشالله برای سفر فردا من هم گفتم بله و.... خورشید سر وکله اش پیدا شد وصبح موعود۲۶ اسفند رسید ورفتم سمت دانشگاه تحصیلات تکمیلی اتوبوسها ایستاده بودند و آماده حرکت شدند بله از همون دور دید می زدم ببینم اون بزرگواری که باید باشد تشریف اورده یا نه از دور دیدمش قدمام  تندتر برداشتم واحساس آرامش کردم اولین کسی بود که به استقبالم اومد و چهره آرام پر ایمان ومصمم او توانایی ما راهمیشه دوچندان میکند او آقا ورییس ما (به حق) آقا سید محسن هاشمی بود که در سفر یک لحظه ما رارها نکرد بله ایشان دانشجوی مهندسی مخابرات است .

ولووبود واسکانیا مهدی برسم ادب گفت جای شما در اسکانیا قرار دادیم وحیدرهم تاکید کردولی ما البته نه از باب خلوص واین حرفا ولوو را اختیارنمودیم و...... حرکت کردیم آقارضای ما رضا حیدری (امین اموات) اخه او کارمند بیمارستان است نیامده بود که اگه نمیومد سفر ناقص بود جوان خوب ودوست داشتنی ومهربان وباصفاست او برج منتظر بود وآمد واوهم به ما پیوست......

رفتیم تا رسیدم به شهر شوش در مسیر در حالتی غم انگیز تو فکر اون همه رشادت ودلیری جنگ ایثار شهید وشهادت بودم یادش به خیر .....

شوش .دانیال نبی (ع). بله پیامبر را زیارت نمودیم ونمازی خواندیم وسوار شدیم ودر تکاپوی جایی برای خوردن لقمه نانی (شام) افتادیم

حالا شما بخوانید این حکایت زیبا را ......

پارکی پیدا شد ورفتیم تا چند دقیقه ایی استراحت و شامی بخوریم با اندکی بحث دوستان با نگهبان پارک مسئول کاروان نفری ۷۰ تومان تقدیم نمود ووارد شدیم ..... پارک پرندگان وبازی بود ...

به آقا سید محسن گفتیم دوری بزنیم تا شام آماده شود مشغول نگاه به پرندگان بودیم  که از اون طرف پارک چند تا نوجوان ویکی دوتا نزدیک به جوانی دیدیم با تیپ های خفن دارند می آیند صدای ترانه موبایلشان بلندبودو اونها به خاطری اینکه ۷۰ تومان ندهندقسمتی ازفنس خراب کرده واز اون طرف زیز فنس می زدند ومی آمدند رسیدند به ما نگاهی تمسخر آمیز کردند ورد شدند هنوز فاصله نگرفته بودند که من صداشون کردم وسلام گرمی بهشون نمودم وکلی با هشون شوخی نمودم واونها ترانشون گوش می دادند وبچه های شوش بودند وبرای عشق وحال اومده بودند پارک ....... شام خوردیم وقدم می زدیم که از اون طرف پارک با سر وصدا وهیا هو باز سر وکله اونها (اخراجی ها ) پیدا شد ومی گفتند حاج آقا بدون خداحافظی کجا. من رفتم با اونها و۲ نفر از دانشجویان روی صندلی پارک نشستیم وشروع به صحبت نمودیم  من به موبایلهای آنان نگاه کردم این عکس کیه فلان خواننده غربی و.... ترانه خاموش نمودند ویکی از اون تیپی های بروز .صدای علیمی مداحی امام زمان (عج) گذاشت کلی صحبت تا یکی اش گفت حاج آقا من میخوام نماز یاد بگیرم وبخوانم بهش قول دادم با کتاب وسی دی وتلفن نماز نشونش بدم ویکی گفت نماز میخوندم ترکش کردم با اوهم مفصل صحبت نمودیم خیلی شوخی نمودیم وبا همه اونها دوست شدیم اونها  با ما- شماره موبایل ما گرفتن و به ما شماره وحتی آدرس منزلشون  را دادن واصرارمی کردنند برگردم وزودتر بهشون سر بزنم اونها مرتب اس ام اس می زنند با هم تماس داریم چه حالب بود وقتی می خواستیم بریم اومدن پای اتوبوس خداحافظی یک هورای جانانه زدنند ودویدن دوباره سوی پارک ....... بله برادر جان همه پاکند هنوز می شود کار کرد ودین در همه زمان وبرای همه ودر همه حال جوابگوست این حکایت اخراجی های ما بود.......

انصافا سفر خوشی  بود مناطق- عید دیدنی شهدا -درد دل با شهدا -مردم خوب ودوستان جدید هویز ه ایی ما وآقای عبد الرحمان عظیمیان همسفرشوخ وبا صفا ودوست داشتنی- اخراجی ها اتوبوس که خیلی با مرام وصادق بودند  واخراجی ها پارک.......... یادش بخیر به همین زودی دلم برای همشون تنگ شده..... البته جای خیلی از دوستان خوبم مثل محراب. حسن زنده بودی .جواد.ابراهیم .سید مهدی .ایزدی .یزدان پناه .سید محمد جواد .سیفی .میثم .ظهیر .نیرو.وهمه بر وبچه های موسسه که نبودندخالی بود ولی اثر آنان که با تلاش شبانه روزی آقا سید محسن وهمت تک تک آنان یعنی نرم افزار میثاق جاویدمحقق شده بود در آن جا آشکار بود.آرزوی موفقیت همه عزیزان واجرشون با خدا وعنایات ولی الاعظم (عج) پشت وپناهشان باد.

حکایت همچنان باقی است.......

نوشته شده توسط محمد محمدی در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ساعت | لینک ثابت |

باز زمین کت سبز وزیبا پوشید تا عبرتی باشد برای من وشما که خالق حی وارلی هر وقت خواهد می رویاند واراده کندمی میراند .سالی پر از شادکامی وشکوفایی برای همه شما دوستان آرزو می کنیم .

نگاهی به نوروز

در كتاب شريف بحارالانوار مرحوم مجلسى رحمه الله پيرامون عيد نوروز روايات متعددى نقل شده

 به طورى‏كه در جلد 59 بيش از 45 صفحه به اين موضوع اختصاص يافته است.

در اين مختصر، به بخش‏هايى از آن مباحث اشاره مى‏شود: معلى بن خنيس

 نقل كرده است كه روز نوروز بر امام جعفر صادق عليه السلام وارد شدم،

امام عليه السلام خطاب به من فرمود: آيا اين روز را مى‏شناسى؟

 عرض كردم، قربانت‏شوم، اين روزى است كه ايرانى‏ها آن را بزرگ و نيكو مى‏شمارند

و به همديگر هديه مى‏دهند. پس امام فرمودند: علت اين امر را كه

 بسى ديرينه است‏برايت تشريح خواهم كرد. عرض كردم اگراين موضوع را از ناحيه

شما فراگيرم بهتر از آن است كه گذشتگانم زنده شوند و دشمنانم نابود گردند!

پس فرمودند: اى معلى! همانا نوروز روزى است كه پروردگار جهان از بندگانش پيمان گرفت

 كه او را پرستش كنند و به او شرك نورزندو به پيامبران و امامان عليهم السلام ايمان بياورند.

   على عليه السلام

در نهروان خوارج را هلاك كرد; گل‏هاى زمين در آن روز خلق شد; در چنين روزى بود كه كشتى

 حضرت نوح عليه السلام بر كوه جودى نشست; همان روزى است كه جبرئيل برپيامبر

صلى الله عليه و آله  نازل شد; همان روزى است كه ابراهيم عليه السلام بت‏ها را

 شكست; در همين روز حضرت محمد صلى الله عليه و آله، على عليه السلام را بر

دوش خود حمل كرد تا بت‏هاى قريش را سرنگون كند..در چنين روزى حضرت مهدى عليه السلام

 ظهور مى‏فرمايد.  و ما انتظار فرج آن حضرت را در چنين روزى داريم; براى اين‏كه نوروز از ما و

 شيعيان ماست. نوروز براى مسافرت خوب و براى زراعت و طلب حوايج‏بسيار نيكوست،

عقد نكاح و ازدواج در چنين روزى بسيار شايسته است. (1) همچنين در كتاب مزبور آمده است‏

شيخ طوسى و ساير متاخرين براى عيد نوروز اعمال مخصوصى را بيان داشته‏اندكه از آن جمله است:

غسل، روزه، نماز و... (2)همچنين روايت‏شده كه احمد بن فهد الحلى رحمه الله دركتاب مهذب البارع

 فرموده استكه: نوروز، روز عزيز و بلند مرتبه‏اى است. (3) مرحوم سيد مرتضى علامه بهاءالدين

 على بن حميد  با استناد به فرمايش معلى بن خنيس از امام صادق عليه السلام روايت كرده است

 كه: نوروز روزى است كه در آن روز  پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آن روز براى امير المؤمنين

 على عليه السلام در غدير خم پيمان گرفت و آن حضرت را به امامت‏بعد از خودشان منصوب فرمود

 ... و نوروزى بر ما نمى‏گذرد الا اين‏كه ما در آنروز منتظر ظهور فرج قائم آل محمد صلى الله عليه و آله

 هستيم. و نوروز از روزهاى ما مى‏باشد. (4)مرحوم حاج شيخ عباس قمى رحمه الله در

 فصل يازدهم كتاب گرانسنگ مفاتيج الجنان اعمال ويژه‏اى براى عيد نوروز آورده‏انداز

جمله: نماز، ادعيه متعددو صدقه دادن. و نيز از امام ششم عليه السلام روايت كرده كه

 چون عيد نوروز فرا رسد،غسل كن  و پاكيزه‏ترين جامه‏هاى خود را بپوش و به بهترين

 بوهاى خوش خود را خوشبو گردان.

صله ارحام، عيادات از بيماران، بزرگان دين، علما و پدر و مادر از جمله برنامه‏هاى اين روز است.

 پى‏نوشت‏ها:

1- علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 59، ص 91، باب 22

4و3و2- همان، ص 116;117.

نوشته شده توسط محمد محمدی در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت | لینک ثابت |

جوانان بايدها ونبايدها

گفته مى شود جوانان قلب تپنده يك مملكت اند . آيا اين مقوله ادعاى تحقيقى است يا شعار تهييجى وياهردو؟ تجربه ثابت نموده كه هرسه مورد در جوامع متعدد، مى تواند مصداق داشته باشد. جوامع كه وضيعت انسانی شأن از رشد وشكوفائى فرهنگى، توسعه سياسى ورفاه اجتماعى حكايت دارد به تحقيق نقش جوانا درآن به مثابه قلب تپنده اى است كه نيرو بخش ومحرك همه اركان حياتى آن مى تواند باشيد.

از ابزار صنعتى وسايل زراعتى ومالدارى گرفته تاسلاح دفاع وتامين امنيت همه وهمه آشناى دستان نيرومند جوانان اند كه باصرف انرژى جسمى ولحظه هاى پر طروات بهار زندگى خويش گردونه حيات ملت هارا به پيش مى رانند، البته اين تكلف همه جانبه قشر پرانرژىدر ميدان عمل به وسيله شگردهاى سياسى ومجرب ومؤثر وكا ربرد به موقع ومناسب آن از جانب دولتمردان امكان پذير مى گردد. در برخى كشورهاى رو بتوسعه كه هنوز دوران گذار به سوى مدنيت معاصر را طى نكرده وجامع شان بلوغ مفكوره لازم نيافته اند، محافل تفاهم هنوز هم به منظور استفاده از تواناى هاى جامعه جوان شان خود را از شعارهاى مهيج بى نياز نمى دانند هرچند حضور معقول وروز افزون جوانان وبهره گيرى عادلانه از دسترنج شان در عرصه توليد ضرورت به شعارهاى تحريك آميز را منتفى كرده است اما در ساير ميادين منجمله صحنه هاى نظامى واجتماعى بديلى براى چنين شعارها تاكنون مشاهده نشده است. جوانان كشورهاى مسلمانان در صورتی مى توانند براى آيند خود عناصر مفيد باشند بايد به موارد ذيل توجه داشته باشند:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد محمدی در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت | لینک ثابت |
سلام بر حسین وارث آدم باز هم زنگ عزا به صدا در آمد ومحرم با کوله باری از غم از راه رسید آغاز ماه اندوه وماتم برعاشقان ولایت تسلیت باد .

مبارزات سیاسى امام‏حسین علیه السلام در زمان معاویه

امام حسن علیه السلام در اثر توطئه‏اى شوم كه از سوى معاویه تدارك دیده ‏شد به شهادت رسید و جلوه‏هاى شكوهمند امامت در دیگر یادگار فاطمه و على علیهماالسلام متجلى گشت. استبداد اموى جهت هدم امامت راستین و یاران دلباخته آن، عزم ‏را دو چندان كرد و با تهدید و ارعاب و ترفندهاى عوام فریبانه به‏ نابودى مكتب و راه امام على و فرزندانش علیهم السلام همت ‏گماشت. بدین جهت، رهبرى و هدایت امت‏ شرایط دشوار و طاقت‌فرسایى ‏یافت. دوران ده ساله امامت ابى‏عبدالله علیه السلام بیانگر مواضع و برنامه‏هاى آن حضرت در مقابل این تحولات است كه پیام‌ها و درس‌هاى ‏ارزشمندى را فرا راه عاشقانش قرار مى‏دهد و از سوى دیگر، سیره ‏اخلاقى تربیتى آن بزرگوار را از ذخائر ازرشمند جهان اسلام و از بایسته‏هاى پژوهشى است كه بخش مهمى از آن ظهور و درخشش همین‏ دوران مبارك است. نوشته حاضر نگاهى است اجمالى به یكى از مواضع ‏و ابعاد زندگى سیاسى آن حضرت با عنوان «مبارزات امام‏حسین علیه‌السلام در دوران معاویه كه محورهاى زیر بیانگر جوانب آن ‏مى‏باشد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد محمدی در جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت | لینک ثابت |
نقدی بر عقائد ضاله وهابیت

بسم الله الرحمن الرحیم

درباره آیه تطهیر و نزول آن در شأن خمسه طیبه نوشتجات متععدی هست که این حقیقت را در جمله بدیهیات قرار داده است . اما گاهی شبهه پردازان بی اطلاع سخنی میپراکنند و سنگی در چاه می اندازند که تذکر برخی نکات ( هر چند بدیهی ) را لازم میکند .

متن زیر در باب آیه تطهیر ، آنهم با استناد به کتب مخالفین ولایت اهل بیت و طهارت آنها ، تهیه شده است . به عبارت دیگر روایات متن زیر از کتب صحاح و سنن اهل سنت است .


-------------------------------------------------------
چه كسانى اهل بیت پیامبر (ص ) مى باشند ؟
-------------------------------------------------------

إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا ( احزاب / 34 )


باید دید كه اهل بیت ، به چه كسانى گفته مى شود و در این آیه مباركه چه كسانى از آن اراده شده است ؟

از نظر لغت ، اهل بیت به عشیره و اقرباى انسان اطلاق مى شود، ولى مسلّماً مراد از آیه ، جمیع اقرباى پیامبر نیست ؛ زیرا در بین آنان حتى افراد مشرك مثل ابولهب ها وجود داشتند كه یقیناً آیه مباركه شامل آنان نخواهد شد.

پس باید براى شناختن اهل بیت ، یعنى كسانى كه در این آیه مباركه ، مطهر معرّفى شده اند، به روایاتى كه در تفسیر آیه وارد شده است مراجعه كرد .

و اینك چند روایت :

((ابن عبدالبرّ شافعى )) مى گوید:
وقتى آیه مباركه تطهیر نازل شد، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فاطمه ، على ، حسن و حسین علیهم السّلام را نزد خود خواند و به خداى متعال عرض كرد:
(( اللّهم هؤ لاء اهل بیتى فاذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهیراً(۱) ؛
خداوندا! اینان اهل بیت منند، پس از آنان رجس را دور و آنان را پاك و مطهر بگردان ))

((حافظ حسكانى حنفى نیشابورى )) در كتاب ((شواهد التنزیل لقواعد التفضیل ))،(۲) بیش از دویست طریق و روایت ذكر مى كند كه آیه مباركه فقط شامل وجودمبارك رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله ، على ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السّلام مى شودوبس .

((ابن حجر)) در کتاب معروف خود ، ((صواعق )) مى گوید:
اكثر مفسرین بر آنند كه این آیه در شأن على ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السّلام نازل شده است ؛ چون ضمیر ((عنكم )) مذكر است .(۳)

مسلم نیشابوری در کتاب صحیح خود ، معروف به صحیح مسلم ، در باب فضایل حسنین علیهماالسّلام از صفیه بنت شیبه از عایشه روایت مى كند كه گفت :
((خرج النبىُّ صلّى اللّه علیه و آله غداةً و علیه مرط مرحَّل ، من شعر اسود. فجاء الحسن بنُ علی فادخله ثمّ جاء الحُسَیْنُ فدخل معه . ثمّ جاءت فاطمة فادخلها. ثمّ جاء علىُّ فادخله . ثمّ قال : (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ اءَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا)).(۴ )
(( یك روز صبح پیامبر صلّى اللّه علیه و آله برخاست ، در حالى كه آن حضرت كساء و عبایى بافته شده از پشم سیاه بر دوش مبارك داشت پس حسن بن على بر آن حضرت وارد شد، حضرت او را به زیر عبا برد، بعد حسین وارد شد و با آن حضرت به زیر عبا رفت ، آنگاه فاطمه بر وى داخل گردید، حضرت او را نیز به زیر عبا برد و سپس على علیه السّلام آمد، حضرت او را نیز داخل عبا برد و فرمود: خداوند، اراده فرموده است كه تنها از شما اهل بیت ، رجس و پلیدى را دور گرداند و شما را پاك و مطهر نماید))

این حدیث را حاكم ، بیهقى و ابن جریر نیز نقل مى كنند(۵) ، حاكم بعد از نقل حدیث مى گوید: این حدیث به شرط بخارى و مسلم صحیح است .(۶)
سیوطى در الدر المنثور(۷) در ذیل آیه مباركه تطهیر روایت فوق را ذكر نموده مى گوید: ابن ابى شیبه و احمد و ابى حاتم ، نیز این روایت را نقل نموده اند.
ترمذى از عمر بن ابى سلمه ، ربیب رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و به سند دیگر از شهر بن حوشب از ام سلمه نقل مى كند كه وقتى این آیه نازل شد، پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله ، على ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السّلام را نزد خود خوانده ، آنان را با كسا (عبا) پوشانید. بعد خطاب به خداى متعال عرض كرد:
((اللهم هؤ لاء اهل بیتى و خاصتى اذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهیرا)).(۸)
(( پروردگارا! ایشان اهل بیت و خواص من هستند پس رجس را از آنان دور كرده و پاك و مطهرشان بگردان )) .

ترمذى به سند خودش از انس بن مالك نقل مى كند كه حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله شش ماه متصل وقتى براى نماز صبح از منزل بیرون مى آمد، به در خانه فاطمه علیها السّلام كه مى رسید، مى فرمود: ((الصلاة یا اهل البیت انّما یرید اللّه لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیراً))(۹)
(( اى اهل بیت ! موقع نماز است ، خداوند اراده فرموده است كه شما را از رجس و پلیدى پاك و مطهر بگرداند . ))

حاكم به سندش از ام سلمه زوجه پیامبر صلّى اللّه علیه و آله روایت مى كند كه گفت : این آیه در خانه من نازل شد، پس ‍ پیامبر صلّى اللّه علیه و آله كسى را فرستاد دنبال على ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السّلام وقتى همه جمع شدند، خطاب به خداوند عرض كرد: ((خدایا! اینها اهل بیت من هستند))، ام سلمه مى گوید: عرض كردم ، آیا من از اهل بیت نیستم ، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: تو انسان خوبى هستى و عاقبت تو نیكوست ، اما ایشان اهل بیت من هستند۱۰.
حاكم بعد از نقل این حدیث مى گوید: این حدیث به شرط بخارى صحیح است .
سیوطى در الدرالمنثور(۱۱ )در ذیل آیه مباركه ، از ام سلمه روایت مى كند كه گفت : این آیه در خانه من نازل شد، و در خانه هفت نفر بودند، جبرئیل ، میكائیل ، على ، فاطمه ، حسن و حسین علیهم السّلام و من نزدیك درب خانه بودم ، عرض كردم : یا رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله ! من از اهل بیت شما نیستم ، فرمود تو عاقبت نیكو دارى و از همسران نبى هستى .

هیثمى از ابى برزه نقل مى كند كه گفت : هفده ماه با پیامبر صلّى اللّه علیه و آله نماز خواندم ، هروقت كه آن حضرت صلّى اللّه علیه و آله از منزل خارج مى شد، مى آمد پشت در منزل فاطمه علیها السّلام ومى فرمود: ((الصلاة علیكم انّما یرید اللّه لیذهب ...))(۱۲) (۱۳)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- الاستیعاب بهامش الاصابه ، ج 3، ص 37 .
۲- همان ، ج 2، ص 18 - 140 .
۳- الصواعق المحرقة ، ط مصر، ص 141 .
۴- صحیح مسلم ، شرح نووى ، ج 15، ص 194 .
۵- مستدرك الصحیحین ، ج 3، ص 147. سنن ، ج 2، ص 149. تفسیر ابن جریر، ج 22، ص 5 .
۶- یعنى مطابق نقل بخارى و مسلم و از طریق آن دو نفر صحیح است .
۷- الدر المنثور، ج 5، ص 198 .
۸ ترمذى ، صحیح ، ج 5، ص 30، 328 و360، ش 3258، 3875 و3963 .
۹ ترمذى ، صحیح ، ج 5، ص 31، ش 3259 .
۱۰- مستدرك الصحیحین ، ج 2، ص 416 .
۱۱- ج 5، ص 198 .
۱۲- مجمع الزواید، ج 9، ص 119 . ضمناً در صفحات 121، 206 و 207 هم مطالبى كه دال بر مدعاى ماست نقل مى كند .
۱۳- از جمله محدثین و مؤ لفینى كه این احادیث را نقل كرده اند، مى توان احمد بن حنبل در مسند، ج 1، ص 544، ش 3052 وج 5، ص 79، ش 16540 و ج 7، ص 415، ش 25969. نسائى در خصایص ، ص 3 و خطیب بغدادى در تاریخ بغداد، ج 10، ص 278.ابن عساكر شافعى در تاریخ دمشق در ترجمه على علیه السّلام ، ج 1، ص 250، ح 320. ابن صباغ مالكى در الفصول المهمة ، ص 26. ذهبى در میزان الاعتدال ، ج 2 ص 381، ش 4154، و غیر ایشان را نام برد.
چنانچه اختصاص این آیه مباركه به پنج تن آل عبا یعنى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ، على ، فاطمه ، حسن و حسین ، در كتابهاى الریاض النضرة ، ج 2، ص 248. مسند ابى داوود طیالسى ، ج 8، ص 274. اسدالغابة ، ج 4، ص 29 و ج 3، ص 413. مشكل الا ثار، ج 1، ص 332، 333، 336 و 338. شواهد التنزیل ، ج 2، ص 33. ینابیع المودة ، ص 229. فرائد السمطین ، ج 2، ص 22، ح 364. مناقب خوارزمى ، ص 61 و غیر اینها از كتب دیگر ذكر شده است

نوشته شده توسط محمد محمدی در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت | لینک ثابت |

تا تو با منی زمانه با من است      بخت وکام جاودانه با من است

تو بهار دلکشی ومن چو باغ        شور وشوق صد جوانه با من است

یاد دلنشینت ای  امید جان         هر کجا روم روانه با من است

ابتهاج

-------------------------------------------------------------------------------------------۰

باز از دل شیدایی  شوریده سری دارم     با دلبر رعنایی پنهان نظری دارم

با یاد وجمال او با فکر وخیال او                روزی وشبی دارم  شام وسحری دارم

یک نکته چنین شیرین گفتم که بدانی تو    کز آن دهن چون قند من هم خبری دارم

حبیب خراسانی  

 

 

نوشته شده توسط محمد محمدی در شنبه دهم آذر 1386 ساعت | لینک ثابت |

در پی سخنرانی ام در مرکز تربیت معلم شهید مطهری بوشهر راجع به مشاوره خانواده (ازدواج) که روز ۳ آذرماه برگزار شد پاره ایی از مطالب زیر را ذکر می نمایم امید وارم مورد بهره وری قرار گیرد .

 

مشورت در لغت از كلمه شارالعسل گرفته شده است يعني بيرون آوردن عسل از كندو. و در اصطلاح يعني

 

رسيدن به بهترين راي و انديشه از طريق مذاكره و نظرخواهي با ديگران كه رسيدن به اين هدف حلاوت و

 

شيريني عسل ناب را دارد.

 

انسان هر قدر هم صاحب خرد و انديشه باشد نمي تواند تمام جوانب يك مسئله را در نظر بگيرد لذا مشورت 

 

با ديگران باعث مي شود فرد با انديشه ها ونظرات متفاوت روبروشده وبا وسعت نگرش بيشتري جوانب

 

گوناگون يك امر را بررسي نمايد.

 

در تمام فرهنگ ها مشورت كردن يك امر پسنديده و مورد تاييد مي باشد. ولي بايد دقت كرد كه در هر كاري

 

باافراد مورد اطمينان ومتخصص و خردمند ومثبت انديش وصاحب راي مشورت نمود.

 

نكته قابل توجه ديگر اين است كه مشورت كردن به معناي دهن بيني و دخالت دادن ديگران در تصميم گيري

 

هاي انسان نيست. و بايد با درايت مرز بين مشورت  كردن و دخالت دادن ديگران در امور گوناگون زندگي

 

شناخته شود . و اين دو از يكديگر تميز داده شوند.

 

در روابط خانوادگي و زوجين بايد مد نظر داشت از آنجا كه زن و مرد همچون يك روح در دو كالبد بايد باشند 

 

 لذا تمام امور زندگي به هر دو نفرشان بستگي دارد پس بايد در همه مسائل به راي و نظر يكديگر ارزش و

 

احترام قائل شوند. و با يكديگر نظر سنجي و مشورت داشته باشند. و بدانند كه در اين زمانه زن سالاري و

 

مرد سالاري ديگر معنايي ندارد و بايد در خانواده موفق منطق سالاري حكمفرما باشد .

 

مشورت كردن به نوعي باعث ارزش دادن به طرف مقابل مي شود و اين ارزش دادن سبب مي گردد كه

 

نوعي احساس نزديكي و محبت و اطمينان و اعتماد به نفس در فرد ايجاد شود كه همين موارد مي توانند

 

اثرات  مثبت فراواني  در زندگي داشته باشند.

 

و برعكس افراد مستبد و خود راي نه تنها به نتايج مثبت نمي رسند بلكه باعث ابجاد لجبازي و كدورت و 

 

سوء تفاهم و عدم همدلي و همكاري در خانواده مي شوند.

 

حضرت علي (ع ) نيز مي فرمايند:

 

هركس استبداد راي ورزد هلاك شود.

نوشته شده توسط محمد محمدی در پنجشنبه هشتم آذر 1386 ساعت | لینک ثابت |
 
business article